شیدای تو

یه روزنامه نگار عاشق و نوپا که آرزوهای بلندی داره و می‌خواد به همه ی اونام برسه

شیدای تو

یه روزنامه نگار عاشق و نوپا که آرزوهای بلندی داره و می‌خواد به همه ی اونام برسه

به نام او

سلام

تا حالا شده به راهی که این همه براش جون کندی شک کنی ...به خودت بگی نکنه استباه کردم نکنه ضایع شم نکنه ابروم بره ....

من الان دچار همون دردم و خدا قسمت نکنه خیلی بده...

آی مردم که در ساحل نشسته ساد و خندانید یک نفر در آب دارد میسپارد جان