سلام چاپ
تاریخ : یکشنبه 21 بهمن ماه سال 1386
سلام به همگی
راسش موقعی که دختر خالم ازم خواست که یه وبلاگ براش طراحی کنم با جون ودل پذیرفتم ولی وقتی بهش گفتم حاضره گفت وقت ندارم !!!
حالا من موندم ویه وبلاگ خالی ....
براش احساس نگرانی کردم و گفتم میتونم خودم پرش کنم...
حالا خوشحال میشم به من سر بزنید.. و نظر بدید.شاید یه روز برگشت وگفت وبلاگم رو میخوام از او هیچی بعید نیست...
هوا بس ناجوانمردانه سرد است سرها در گریبان است سلامت را نمیخواهند پاسخ گفت...
